close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان باورم شکست
:: برای ورود به کانال تلگرام کلیک کنید ::

دانلود رمان

رمانی ها , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

محبوب ترین رمان های آنلاین انجمن

در لیست زیر تعدادی از بهترین رمان های در حال تایپ انجمن همراه با خلاصه و لینک قرار گرفته است

رمان خط به خط تا تو | نرگس نجمی

آرام بود مثل نسیم، طوفان که شد آرامش تمام خانواده اش به یغما رفت‌. او ماند و دو مرد که نمی دانست کدامشان قاتل نفسهای برادر و آسایش خانواده اش است. مردی که عاشقش بود به جرم قتل برادرش در زندان افتاد و مردی که به او اعتماد داشت، شد مشکوک ترین مظنون. وکیل یکی شد و شکاک به دیگری، ولی سرنوشت همراهش رفت تا خط به خط آنها را بخواند.

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان آخرین کیفر | مژگان رضایی راد

عاشقی که برای رسیدن به معشوق خطا می‌کند. زندگیش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می‌شود ، لجوجانه چشم می‌بندد بر خطا هایش. آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود. زمانی چشم‌ می گشاید که سایه شوم خطا بر زندگیش سنگینی می کند . نه راه پیش می‌گذارد و نه پس. و تقاص پس می‌دهد، آخرین کیفر...

برای مشاهده رمان کلیک کنید

دانلود رمان باورم شکست

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : مینا نصیری (mina.n) کاربر برتر انجمن رمان فوریو

تعداد صفحات : 801

ژانر : عاشقانه , معمایی

دانلود رمان باورم شکست

خلاصه رمان :

قصه ی زندگیش کلافی بود سر در گم. زندگی اش گاهی با نبودن ها چنان به سیاهی می نمود که حتی انتخاب اسمش را هم عادلانه می دانست.

دخترکی آرام که زندگی اش دستخوش تغییراتی می شود که روحش را متلاطم میکند و ساحل زندگی اش را نا آرام.

گاهی با بودن کسی آرامش از دست رفته همچون قاصدکی نرم بر دل می نشیند و جسم و جانت را احیا میکند اما... 

پایان خوش

صفحه اول رمان :

موهای بلند همچون شبش را با آرامش شانه ای کشید و پشت گوشش فرستاد. نگاهی به خود انداخت . ذهنش پر بود از نبودن های که باید می بودند ولی... آشوبی که به زندگیش نشسته بود ،خانه را ویران کرده بود. قصهی زندگیش در عین سادگی کلافی بود سر در گم. زندگی ساده اش گاهی با نبودن ها چنان به سیاهی می نمود که حتی اسمش را هم حق خودش می دانست؛ اسمش هم با سیاهی و ظلمت عجین بود ، یلدا...

از قصه های ریز و درشت خان جون شنیده بود پدرش عاشق اسم  یلداست  .  دخترکی که در  آخرین شب پاییز در سلام و صلوات خان جون و دردهای مامان فهمیه و بی تابیهای بابا علی ، پا به دنیا گذاشت ؛ می توانست یلدای دل بیقرار بابا علی و مرهم زخم زبان های مردم نا اهل به مامان فهیمه  و نور چشم تابان ها باشد.

به این رمان امتیاز دهید.
5 / 0
[ 0 رای ]
[ 0 امتیاز ]
بازدید : 31 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان اجتماعی , دانلود رمان عاشقانه , تاريخ : 25 / 09 / 1396 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی